پیچک ( سید محمد مرکبیان )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- صورت انسان را دارد ( سید محمد مرکبیان )
- اما برای من هرشب ِ بی تو یلداست( سید محمد مرکبیان )
- شکلِ مکالمه را عوض مي‌کني( سید محمد مرکبیان )
- نمي توان سينه اي را شکافت( سید محمد مرکبیان )
- بايد صبر مي کرديم تا پاي آجرها از ايستادن( سید محمد مرکبیان )
- نام اش را نگفت و من( سید محمد مرکبیان )
- نبايد به صدايي تصويرت را خراب مي‌کردم ( سید محمد مرکبیان )
- من خاطره نمي‌دانم ( سید محمد مرکبیان )
- بعد از دوست داشتنَت ( سید محمد مرکبیان )
- درخت‌هاي زيادي قطع شده است ( سید محمد مرکبیان )
- دلم تنگ است همان‌قدر که سردردهايم ( سید محمد مرکبیان )
- اين‌ها رفتن نيستاين خداحافظي‌هاي دوستانه( سید محمد مرکبیان )
- بي آنکه ديده باشم( سید محمد مرکبیان )
- حالا تو براي من بيشتر از يک خاطره، ( سید محمد مرکبیان )
- از دست هاي تو کارهاي خارق العاده اي ( سید محمد مرکبیان )
- بازگشت ::چمدان را گذاشتم کنار در ( سید محمد مرکبیان )
- دلواپسی :: تا اسمت را در سَر می خوانم ( سید محمد مرکبیان )
- تو اگر بخواهي زندگي ( سید محمد مرکبیان )
- در من، خيابان‌ ها شلوغ شد ( سید محمد مرکبیان )
- نسيمي موها را از پيشاني‌ات کنار مي‌زند( سید محمد مرکبیان )
- پُشت به دوربين ايستاده‌اي ( سید محمد مرکبیان )
- از هرچيزي تنها ذره‌هاي کوچکي مانده است ( سید محمد مرکبیان )
- چقدر شبيهِ عکسم شده‌ام( سید محمد مرکبیان )
- فرود گاه :: به ساعت نگاه کردم. از نگاهِ ساعت ( سید محمد مرکبیان )
- از خواب که بيدار شدم با تو خوابيده بودم( سید محمد مرکبیان )
- ديوانگي‌ست آنقدر مي‌خواهمت ( سید محمد مرکبیان ) ...
- يک صندلي نزديکتر به تو نشستن( سید محمد مرکبیان )
- دوست دارم سه شنبه‌ي آخر اسفند ( سید محمد مرکبیان )
- روبه‌رويم تو و من، نقاشي که بلد نيست( سید محمد مرکبیان )
- آينه‌م نبودي تا نگاهت کنم ( سید محمد مرکبیان )
- خنجر زيرِ پوستم کاشتي، ( سید محمد مرکبیان )
- هميشه که نه گاهي آدمي( سید محمد مرکبیان )
- کاش مي شد وطن را به دوش گرفت ( سید محمد مرکبیان )
- از راه آمدي موهايم را نوازش کردي ( سید محمد مرکبیان )
- همه من را با خود مي‌بُردند( سید محمد مرکبیان ) ...
- خوش اقبالي‌ست پنجره‌اي که رو به صداي ( سید محمد مرکبیان )
- مي‎تواني وقتي اين شعر را مي‌خواني( سید محمد مرکبیان )
- بايد بميرم تا سينه‌ام را بشکافي ( سید محمد مرکبیان )
- از جايي به بعد شناخت ما را دور مي‌کند! ( سید محمد مرکبیان )
- اين ناگهان " ِ لعنتي اگر نبود ( سید محمد مرکبیان )
- بيرون هيچ‌خبري نيست( سید محمد مرکبیان )
- آنجا که ديگر احساس مي‌کني خاطره‌اي ( سید محمد مرکبیان )
- از کهنگي ِ اشياء مي‌گذري( سید محمد مرکبیان )
- زخم هاي زيادي بر تن ِ اين شهر مانده .. ( سید محمد مرکبیان )
- از غم ِ تو تن ِ من لرزيد ،( سید محمد مرکبیان )
- هر چيز به تنهايي سخت است ( سید محمد مرکبیان )
- به تُرنگ ، حسام ، خودم ..( سید محمد مرکبیان )
- پُشت هيچ ميزي تو نيستي ( سید محمد مرکبیان )
- ماه به ما لبخند مي زند ( سید محمد مرکبیان )
- بعضي روزها زندگي و آدم ها ( سید محمد مرکبیان )
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد