تبلیغات اینترنتیclose
مي‎تواني وقتي اين شعر را مي‌خواني( سید محمد مرکبیان )
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ جمعه 21 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


آرامش رفته ي پيشاني ام ..
 
**
مي‎تواني
وقتي اين شعر را مي‌خواني
صدايم را بشنوي ؟
پيشاني‌ام را نگاه کني
و با چشمانت بگويي؛
نترس ! باران که بيايد
تو را از کنار ِ پنجره‌ي اتاق،
از کنار ِ سايه‌ي سيگار،
از آنچه دوست نمي‌داري
مي‌شويَد !...

سيدمحمد مرکبيان

********

برگشتن‌ات، رسيدن نيست ...

**

برگشتن‌ات، رسيدن نيست
پرنده از کوچ باز مي‌گردد..
افسوس
هرباد
شاخه‌اي از لانه بُرده است،
کَنده است.

|سيدمحمد مرکبيان|

********


زنده‌گي
**
در من حفظ مي‌شوي،
مانند شعر
که حرف به حرف
من را حفظ مي‌کند..

سيدمحمد مرکبيان

******

به خود آمدن
**
درخت هم
به هواي باد مي رقصد..
عبور تو
تکانم داد.

|سيدمحمد مرکبيان|

*****


ته ِ خط
*****

گفته بودم‌ات
"آخر ِ همه‌چيز خوب است"..
ته ِخط اما
پايان ِ ماجرا نيست !

آدمي بُريده است.
--


سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1391/8/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -10, | بازديد : 285