تبلیغات اینترنتیclose
به تُرنگ ، حسام ، خودم ..( سید محمد مرکبیان )
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ جمعه 21 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

مات و روشن

**
به تُرنگ ، حسام ، خودم ..

" همين که در کافه فُرو نمي رفتيم
يعني روز ِ خوبي بود ..
تلويزيون
جهان را پخش مي کرد ؛
نفس نفس زنان
گوشه ي رينگ
مات ِ ما بود ..
ما بيرون از قاب
به چشمان ِ هم نگاه مي کرديم و مي خنديديم
همين که سيگار
طعم ِ تنهايي نمي داد
وسعت پيشاني ِ ما را کفايت مي کرد ..
از پلکان پايين آمديم
از ميان جمعيت گذشتيم
ما شوخي شوخي
جهان را بُرده بوديم .. "
---

سيدمحمد مرکبيان

********

ناپيدا ..

**
از تو برگشتم ..
بر هم گردي
پيدايم نمي کني ..
----

سيدمحمد مرکبيان

********

 

کو خاطره !

**
من خاطره نمي دانم !
هر بار که قدم مي زنيم
گوشه اي از قلب ام
کف ِ پياده رو مي ماند و ..
خياباني
که هرگز تمام نمي شود ..
---


سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1391/4/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -9 , | بازديد : 283