تبلیغات اینترنتیclose
زمان تنها چيزي بود که داشتيم( سید محمد مرکبیان )
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ جمعه 21 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

75

عاشقانه

*
زمان تنها چيزي بود که داشتيم
و من فقط
ماه را جدي گرفته بودم
و تو را
که وقتي نبوديم هم بود
که نباشم هم هستي ...
--
سيدمحمد مرکبيان

74

"قاصدک "

*

در دستانت
خانه داشتم
بوسه ام زدي
و آرزويش کردي ..
بُرد مرا باد ! ..
--
سيدمحمد مرکبيان

 

73


دلتنگي

*
دلتنگي براي تو
تنها ، بي خوابي بود
براي من
تنها بيداري ..
---
سيدمحمد مرکبيان

 

 

72

قله

*
شوق ِ سُرايش هر سطر
به تاريکترين ِ واژه ها حتي
به تلخ ترين ِ واژه ها
عشق به زندگي ست ..

من باور نمي کنم
خدايي که تو را بُرد
خانه نشين شد !
هرگاه
شاعري مي بُرد
يعني
بر قله ي تازه اي ايستاده است .
---
سيدمحمد مرکبيان

71

من حالم براي تاب آوردن خوب نيست

*

دست از دستت که مي کشم
حسرت همين روزهاي کذايي
در دلم تاب مي خورند
آينده چيزي نيست
که بشود پنهان اش کرد !
بايد از همين جا شعر را
قيچي بزنم
هفته ها و ماه ها و سالها را رد کنم
بدوزم به يک سطر مانده به آخر ..
من حالم براي تاب آوردن خوب نيست .
---


سيدمحمد مرکبيان

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -8, | بازديد : 390