تبلیغات اینترنتیclose
از سپر سينه ات قطره قطره( سید محمد مرکبیان ) ...
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ جمعه 21 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

70

از سپر سينه ات
قطره قطره
آزادي مي چکيد
آنگاه که مي بُردند تو را ؛
خالي از هر تن پوشي از زمين
به آسمان
به آزادترين خاک ِ جهان ...
---
سيدمحمد مرکبيان

  69

کمر ِ شعر
زير حجم ِ نگاهت
مي شکند  ...

---
سيدمحمد مرکبيان

68

 

نگاهم گير افتاد
ميان جمعيت پياده رو
شانه ام را ديدم
در تردُد لال ِ شانه ها
غرق مانده بود!
جهان شلوغ تر از آن است
که هرکس
تنها يکبار گم شود!
---
سيدمحمد مرکبيان

67

بهار است ..

*

شعر که تزريق مي کنم
ريسماني نامريي
بهت را
از آينه بيرون مي کشد ..
مي نشينم
رو به روي تصويري
که ديگر نيست
--
سيدمحمد مرکبيان


66

از عرش چشمات
افتادم ميان اين دو شعر
نه راه پسي دارم
نه راه پيش ِ بي هق هق ..

--

سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1391/1/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -8, | بازديد : 266