تبلیغات اینترنتیclose
دختر همتاي باله مي شود( سید محمد مرکبیان )
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ جمعه 21 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

60

دختر
همتاي باله مي شود
بر عقربه ي بيراه ِ قطب نما ...
--
سيدمحمد مرکبيان

59

طوفاني
در کار نبود ..
نسيمي وزيد ،
تو
سوار بر حرير نگاهم
از پنچره ي اتاق پرکشيدي
و من
تا ستاره شدنت
از آسمان چشم برنگرفتم ..

اينک
جهان خالي از توست
و مردي هنوز
کنار لبخندت
دراز کشيده است!
---
سيدمحمد مرکبيان

 

58

به هم رفته ايم
من و قطاري که
از پيچ ِ آستين ِ تو
به پرتگاه ِ پيراهنت رسيده است .

نه به نگاهي
به دستت مي رسم
نه از عطرت
به سقوط ...

---
سيدمحمد مرکبيان


57

ديگر بغضم
در چشمانم گير مي کند ،
نگاهم در صدايم ،
اشک در گلويم ،
من که گفته بودم
آدم نمي شوم !
---
سيدمحمد مرکبيان

56

همه ي سهم ِ ما
از زمين
دانه ي فراموش شده ي پرنده اي است
که پرواز
فراموشَش شد ! .

» عزيزم
اين تقدير ماست
به آن
لبخند بزن .«
---


سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1390/11/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -8, | بازديد : 277