تبلیغات اینترنتیclose
امکانش هست ناگهان تکانم دهي ( سید محمد مرکبیان ) ...
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 


40

امکانش هست
ناگهان
تکانم دهي
و با انگشتت بگويي :
اتوبوس رفت ، جا ماندي ! .

امکانش نيست ؟
به همين سادگي که مي روي
زندگي را برايم تعريف کني ،
وقتي
پُشت در ِ دلم چسبانده ام
" تو تمام ِ زندگي ِ مني " ! ..
---
سيدمحمد مرکبيان

 

39

پس تعجب نکن
اگر جايي خواندي
مردي
بر ستون فقرات زني
چلو مي نواخت ..
---
سيدمحمد مرکبيان.

  
38

به گمانم
جايي در مه گم شدي
که آفتاب ِ شهر ما
پيدا نيست ..
---
سيدمحمد مرکبيان .

  

37

به ... .

سلول ِ تو
تاريکتر از دل من نيست !
ما هر دو
پرواز را مي خواستيم
بماند اگر
به زنجير رسيديم ..
---
سيدمحمد مرکبيان

  
36

نخواه
پا به شهر گذارم
من در تهران گم مي شوم
ميان ِ شانه هاي تنهايي ..
ديدي که
تا رسيدم
نه تو من را پيدا کردي
نه من تو را ..
--
سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1390/10/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -7 , | بازديد : 302