تبلیغات اینترنتیclose
دستي به دست هايم مي کشم ( سید محمد مرکبیان )
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


از کرخه تا راين

**

دستي به دست هايم مي کشم
باز از نو
جوانه مي کارم

ديگر هيچ فرقي نمي کند
حضورت .. يا من ِ بي تو

من تو را
به واسطه ي آخرين نسيم
به دانه هاي برف ِ آروزهايم مي سپارم

تو هم ؛ همجنس ِ من نبودي
قرارمان همين بود - شايد ! ..- ا
نباشي تا شاعر بمانم

...

بيخيال ِ هواي ما - بيخيال ِ هواي من
تو ، دست هاي تو
غريبه ايد با نوازش هاي من

آخرين نامه ات را
با گلايه به سويم پرواز دادي
تو دلواپس ِ مني
من دلواپس ِ ستاره ها

گفته بودم ات
زمان معنايي ندارد
آنقدر مي روم تا برسي
آنقدر مي مانم تا برسد

حال
تنها
خودم را مي شناسم
از ميان ِ اين همه خيال

من براي باختن نيامده ام
نگاه
آسمان لبريز از فانوس هاست


--
سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1390/3/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -5, | بازديد : 391