تبلیغات اینترنتیclose
صورت انسان را دارد ( سید محمد مرکبیان )
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 دی 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


صورت انسان را دارد
دستاني شبيه پدرش
و قدي متوسط
طفل بود که شيب هفتاد درجه قله را با سرعت پايين ميآمد
از هراس رفتن تمام رودخانه
*
دست پسرانگي اش را رها نکرده بود
که از هواي عطر دختران بازوانش را باد مي داد
تا تنه اش به تنه ي شان بگيرد
کوچه نيم نگاهي به گام به گام مسيرش داشت
خيالش تخت از حافظه شهر
*
من در هيچ ترددي گم نخواهم شد
*
روشن بود، خورشيد
از کنار جرثقيل ها بي تفاوت مي گذشت
از کنار درختها بي تفاوت مي گذشت
از کنار آدم ها کتاب ها همسايه ها سايه ها
بي تفاوت از کنار کناري اش ميگذشت
*
قدش به اندازه متوسط انسان رسيد
و نيمي از جهان ايستاد
مبدا انسان آخرين مقصد انسان است
شکل عوض مي کند نقاب بر مي دارد و
مدام لايه لايه به حجم تنهاييش مي افزايد
*
کمتر به خيابان ميزد
مي ترسيد،
 مي ترسيد از درخت که دستان تبراست
و انسان که خنجر خنده انسان ديگر
هنوز هم ميترسد طفلک
از عبور هاي ساده اش
که آغاز زايش درد هاي تازه اند
*
زندگي با تو درست حرف نمي زند
هر بار که لباس ها يت را پهن ميکني
چند روز بيشتر از هميشه دوام آورده اي

 

 

سید محمد مرکبیان

تصویر بزرگتر در سایت آپارات کانال پیچک اینجا کلیک کنید

لطفا کمی صبر کنید


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -14 , | بازديد : 379