تبلیغات اینترنتیclose
بازگشت ::چمدان را گذاشتم کنار در ( سید محمد مرکبیان )
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

چمدان را گذاشتم کنار در
و خودم را پیش از تو
سوی پنجره ای دور ترک کردم !
تو چنین اشک می باریدی که انگار
هیچ راهی را بازگشتی نیست
با این همه
دختر بازیگوشی در شعرم دیده بود
مردی که به ایستگاه رفت
سوار هیچ قطاری نشد

 

*******
***
**
خانه را از دوش عشق برداشتم ،
عکس را از قاب ،
یاد را از تخت
و قلبم را از کنار آینه ات .
دوستی ، چمدانی شد برای من
تا قشنگیِ زندگی برای تو بماند ...


*******
***
**

دوســت داشتن ِ تــو کار ساده ای نیست !
 بـبـیـن چـقــدر می نــویســم ات
 ، بـبـیـن چـــقدر کــم می آیـــی .


*******
***
**

راحت همه چیز به آخر می رسد
 تو هنوز در قطاری
  ریل اما
 ... خیلی وقت است تمام شده

 

 

سید محمد مرکبیان

تصویر بزرگتر در آپارات اینجا کلیک کنید

لطفا چند لحظه صبر کنید

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -12 , | بازديد : 585