تبلیغات اینترنتیclose
از خواب که بيدار شدم با تو خوابيده بودم( سید محمد مرکبیان )
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

 

عشق بازي هاي پنهاني

**
از خواب که بيدار شدم با تو خوابيده بودم. چيزي به اسم من وجود نداشت . اتاق تو بود. شب تو بود. عرق هاي تنم، نفس نفس زدنم تو بود. ديگر مني نبود. همه چيز همه کسم تو بودي. هنوز قلبم بيتابي مي کرد. هنوز دلش مي خواست، خواستنش را دست بگيرد بگذارد رووي سينه ات.
نمي شود! نمي شود! بايد ذره اي از من مانده باشد براي تو. بايد تکه اي از من کنار تو بماند. نمي شود! نمي شود! باز هم فقط تو باشي. نمي شود باز هم همه چيز-م- تو باشي.
من باشم اما فقط تو باشي.
فقط تو بماني.
فقط تو.
.
.
از مجموعه‌ي "عشق بازي‌هاي پنهاني"

  سيدمحمد مرکبيان


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -11 , | بازديد : 412