تبلیغات اینترنتیclose
کاش مي شد وطن را به دوش گرفت ( سید محمد مرکبیان )
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

وطن

**
کاش مي شد وطن را
به دوش گرفت
و پهنِ خياباني کرد
که تو در آن
خانه داري ..

سيدمحمد مرکبيان

*****

 

دوست داشتن

**
يک بار
سوي تو دويدم
دوستت داشتم،
يک بار
از تو دُور شدم
دوستت دارم ..

دوستت داشتم وُ دارم
که حالا
به جاي اتاق مان
بر سنگ هاي يخ زده ي ايستگاه نشسته ام
و به جاي شانه ات
نقشِ نيمي از صورتم
بر گوشه ي چمدان افتاده است.


سيدمحمد مرکبيان

*****

ما

**
صداي قدم زدنِ مَرد
هر از گاهي
ميانِ من وُ موسيقي وُ تو
فاصله مي انداخت
سَرم بر پاهاي تو بود
و چشمانم
تلفن را تجسم مي کرد
وقتي تو
ناگهان، يادم مي کني.

سيدمحمد مرکبيان

*****

خ و ا ب

**
خوابم نمي‌بَرد
بر جاي خالي ِ خوابيدنم با تو ..

 

سيدمحمد مرکبيان

 

حضور

**
شعري از شانه‌ات
به تنهايي‌ام کوبيده‌ام

نباشي هم
گريه‌ام بر پيراهنت مي‌چکد ..

 

سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1391/10/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -11 , | بازديد : 290