تبلیغات اینترنتیclose
اشعار سید محمد مرکبیان -4
پیچک ( سید محمد مرکبیان )
شعر و ادب پارسی

    دو لک لک بی خواب



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 


من ِ رويا
*
دارم با روزگاري که خو گرفته بودم
غريبه مي شوم !
از ديشب
يک دم رويايم را به تعبير مي خوانم
خنده هاي تو را قاب مي گيرم..
گونه هايت را لمس مي کنم..
مي بيني ؟
من با تو ام
من با تو خوابيده ام


سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1389/6/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 410

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


ماهي غمگين
**
ماهي ِ غمگين ِ دلواپسي ها !
عاقبت دلهره ات تعبير شد
ستاره ها به سوي زمين سقوط کردند
من بغضم را
در گلويم به تلخي ِ ناشناس ترين ِ قهوه ها فروختم ؛
قصه ي بوسه بر چشمانم ، در سينه ي بي جان و خاک خورده ي مادربزرگ
دگر باره جان گرفت
و دفتر ِ شعرم در هفت مرداد
در زاد روزم
برگ ريزان ِ پاييز شد !
همان لحظه .. سوز ِ سردي وزيد
شيارهاي دستانم از سرما پرشدند
واژه ها دانه هاي برف شدند
و از آسمان ِ دلتنگي هايم بر خاک ِ مرطوب ِ گونه هايم باريدند !

عاطفه ! بانو ! هستي ! .. نام ِ تو چيست ؟
به چه مي انديشي ؟
ستاره ها از ما اسيرتر اند .. من از تو تنها ترم !
مهربانم .. گهواره ام را تکان نده
چند لحظه نيست
سالهاست که من رفته ام !
آنقدر که ديگر پاهايم
جرات بازگشت به قلب هيچ خاطره اي را ندارند !

آخر تو چطور نمي دانستي
من عشق مي خواهم نه ياد !

مي دانم هنوز سنگفرش هايي پيدا مي شود که عشق را به عشق برسانند
هنوز
خورشيدي هست تا نور را
يکسان بر چهره هاي خواب آلود بپاشد !

مي داني
کم کم داشت باورم مي شد
که تمامي ِ قصه ها راستند و ماييم که دروغيم!
من چشم ها را خوب مي شناسم
عاقبت عشق را مي يابم
ستاره ام را قاب مي گيرم و به طاق آسمان مي آويزم !

آنوقت
رو به زمين فرياد مي زنم
من هم در هفت آسمان ستاره اي دارم !

دورنيست آرزويم!
دور نيست!

هيچ چيز
هيچ کس
در تمام ِ عالم
به اندازه ي من
به آرزويش نزديک نيست


---
سيدمحمد مرکبيان
تابستان ِ هشتادونه
http://mohamad.persianblog.ir/1389/5/
 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 394

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

 

تو را نمي دانم چرا دوست مي دارم


**


تو را نمي دانم چرا دوست مي دارم
شايد
 در عمق ِ چشمانت آنجا که سالها را پنهان کرده اي
نوري ديده ام
به روشنايي خورشيد
 خورشيدي براي کوچه باغ ِ خلوت ِ شعرهاي رنجورم

 تو را نمي دانم چرا دوست مي دارم
 شايد
 باران را زندگي کرده ام
هنگامي که مي بارد بر گونه هاي مهربانت
 گونه هايي که دايه ي گريه هاي شبانه اند!

 تو را نمي دانم
نمي دانم چرا
 اينقدر
 تا بي نهايت
 تا بي کران ها
 دوست مي دارم

 

 سيد محمد مرکبيان
http://mohamad.persianblog.ir/1389/4/

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 396

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

تکيه ي تو به من
*
به محسن سراجي

**

تو به من تکيه داده اي
و فکر مي کني هنوز
آغوش ِ من امن ترين نقطه ي جهان است!

 آسوده اي
و
نمي داني
تکيه من به "مني "ست
که از خودکشي سوم اش
جان ِ سالم بدر برده است !

مهربانم
سنگيني ِ نگاه ات را صبوري مي کنم
و سردرد هايم را پشت ِ لبخندم پنهان

و حال
دانه هايي از آسمان ِ دستانم
بر زمين مي بارد.
 

سيدمحمد مرکبيان

تهران / تابستان هشتادونه

http://mohamad.persianblog.ir/1389/4/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 425

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 


عبور
*
سايه ي مهربان عشقت را
مانند چارقد ِ فراموش شده ات
از سرم کشيدي و
بر سر بيگانه اي انداختي!

تو هنوز
عاشقانه ها را
به دلها مي بري
اما
افسوس،
 مي بري

 

 

سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1389/1/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 417

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

روياي شيرين
**
ديشب
آسمان ِ رويايم باراني بود! ..
تو را ديدم
زير آلاچيق ِ مهرباني ها آرام گرفته بودي
نگاه ات گره خورده بود
به دستان ِ من!
و آرام زير لب زمزمه مي کردي :
"دستانت را دوست مي دارم"

لبخندي بر لبان ِ من بود ..
و نگاه ام به تو ُ آن همه زيبايي..
از لابه لاي ابرها
خدا بر ما مي تابيد
و من
با عشق ،
به هر قطره ي باران
سلامي دوباره مي دادم

خوب ِ من
تا انتهاي باران
من هم بار ديگر سبز  خواهم شد

 

 

سيدمحمد مرکبيان
http://mohamad.persianblog.ir/1389/1/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 424

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 


سهم ِ تو
**
به گيلاس ها چه کار داري !
آنها تنها
به گوش هاي دختران ِ باد ، مي آيند !

سهم تو هماني ست که در دل داري
بيشتر مي خواهي ؟
دلت را بزرگ تر کن ! همين

 

سيدمحمد مرکبيان


********

در هرکجا نشان ِ تو را مي جويم
**
کاشکي نقش ِ سايه ات
از سينه ي خيابان هرگز پاک نمي شد
تا من چو نوزادي
تمام ِ آنچ? را ک? از تو باقي بود
تا قطره ي آخر مي مکيدم

 

سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1388/12/

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 297

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

عشق ِ الهي

**
دوست ِ بي همتاي  ِ من
رهايشان کن !
آنان نمي دانند
براي ما
زمين
يک قدم بالا تر از
سايه ي سرو است
و
آسمان
 يک وجب نزديکتر

شب زيبا تر از روز
غم شيرين تر از جشن
گريه دلنشين تر از خواب

رهايشان کن !
بگذار پيش از آنکه دير شود
عاشق شويم

-----


سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1388/12/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 409

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


کجاي راه جا ماند ، غم هايم ؟
**
براي حسين پناهي
*
گره اي به شالم مي زنم!
رو مي کنم به جاده ،
ديگر چون گذشته ها
حرفي براي گفتن ندارد!
خودش را از بند اين همه
 قصه و غصه رها کرده است!

چون تو
که غم  ِ من را
از خاطرت پاک کردي
و هزاران ماجرا ؛
 جايي بي هيچ درکي جا ماند!

آنوقت من در يادت شدم
تنها يک " اسم"ِ خالي
در ميان اين همه اسم

من با غم هايم ، من بودم
و تو
من را بي" منم" مي خواستي

---


سيدمحمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1388/12/

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 413

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 آذر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


آخ
**
تنها سايه است ..
چيزي شبيه به خاطرات ِ تابستاني
در حياط پر از گل ِ کيانمهر ..
خدا تاب بازي مي کند ..
اين بود روزگاري که حسرتش را مي خورم ..
خنده اي که خنده بود ..
غمي که غمخوار داشت ..
بي تابم ..
مستم ..
اين شراب ِ بي وفا ..
اين دود سيگار ِ بي حيا ..
دواي اين دل نيست ..
عشق مادرانه مي خواهد اين اشک ...
آسمان ها هم با ما غريبي مي کنند ...
شب بخير

 

محمد مرکبيان

http://mohamad.persianblog.ir/1388/11/


 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار سید محمد مرکبیان -4 , | بازديد : 363

صفحه قبل 1 صفحه بعد